اهورااهورا، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 15 روز سن داره
آریا کوچولوآریا کوچولو، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 25 روز سن داره

اهورا و آریا نفسهای مامان

آزمایش خون

1393/2/12 17:48
نویسنده : مامان
4,688 بازدید
اشتراک گذاری

بالاخره دیروز صبح(93.2.11)با کلی ترس و لرز بردیمت واسه آزمایش خونت

ترس و لرز بخاطر اینکه میدونستیم خیلی میترسی و نمیذاری ازت خون بگیرن

ازمون پرسیدی کجا میریم؟ماهم گفتیم میریم پیش امیرحافظ (پسردایی کوچولوی بابایی) آخه اونا هم قرار بود بخاطر آزمایش ادرار امیرحافظ باهامون بیان

بعد از اینکه نوبتت شد و وارد اتاق نمونه گیری شدیم تو شروع کردی به جیغ و گریه

خانومه گفت بخوابونینش رو تخت.اول من و بابا گرفتیمت اما من زورم بهت نرسید و دایی بهروز (دایی بابا) اومد و با بابا دو نفری سفت گرفتنت اما بازم زور تو از اونا بیشتر بود به زور کنترلت میکردن

خانومه 2 سرنگ خون ازت گرفت،از بس تکون خوردی که فکر میکردیم الان سوزن تو دستت میشکنه ترسو(دیگه گفتیم یه چکاپ کامل انجام بدیم بخاطر این زیاد ازت خون گرفتن)

خلاصه با هر سختی که بود ازت خون گرفت،از بس جیغ کشید و گریه کردی که وقتی کارش تموم شد حالت لکنت بهت دست داد خیلی دلمون برات سوخت غمگین

بعدش نوبت نمونه ادرار بود و تو به اندازه نمونه خون گرفتنه ازش ترسیدی،فکر کردی قرار دوباره درد بکشی باهر سختی بود اونم انجام شد

جالب اینجاس وقتی نمونه ادرار ازت گرفتیم ازش خوشت اومد و گفتی چه خوشگله ببریمش خونه تا نگاش کنمقه قهه(انگار خیلی تحفه بودخنده)

بعدش چند بار نوبتی همه مون رو فرستادی که خانومه رو بزنیم ماهم میرفتیم در اتاق و برمیگشتیم میگفتیم زدیمش خندونک

در حین خون گرفتن ازت عکس انداختم ولی بابا بدش اومد گفت این بچه داره درد میکشه تو فکر عکس انداختنی غمناک

الهی بمیرم برات که اینقدر اذیت شدی ولی این بخاطر این بود که خیالمون راحت بشه که هیچ مشکلی نیست

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (30)

رزا
12 اردیبهشت 93 18:33
عزیزم انشااله هیچ وقت مریض نشی
مامان
پاسخ
ممنون خاله
معصومه
12 اردیبهشت 93 18:36
با چشای خوشگلت دیدی گلمممم بریم خاله برای دستت الهیییییییییییییییی سالم باشی همیشه انشالله
مامان
پاسخ
قربونت برم عزیزم ایشالا نی نی توهم به سلامت بیاد بغلت
ღمــــامــــان یــهــ پســـر✿ــــرک شیــطو نـــღ
12 اردیبهشت 93 22:00
الهی بمیرم چی کشیده من با این سنم و یه بچه توی شکمم از امپولو ازمایش میترسم چه برسه به این طفل معصوم ایشالله هیچوقت گذرش به دکتر نخوره الان چطوره خوبه خودت چطوری گلوت بهتره
مامان
پاسخ
خدا نکنه عزیز دلم منم موقع آزمایش خون یه جور استرس میگیرم اهورا فقط سرماخوردگیش خوب نشده وگرنه از لحاظ جای آمپول مشکلی نداره منم بهترم خیلی ممنونم عزیزم واقعا شرمنده لطفت شدم
marzi
12 اردیبهشت 93 22:15
وای خدا چقد سختش بود. حتما خیلی دردش اومده بود. ایشاالله سالم باشه و دیگه هیچ وقت نیاز به دکتر و آزمایش پیدا نکنه.
مامان
پاسخ
آره خیلی میترسید آخه اهورا تا قبل یه سالگی زیاد کارش به دکتر و بستری شدن کشید تو ذهنش مونده و از اینجور جاها وحشت داره
مامان امیرصدرا
13 اردیبهشت 93 6:01
سلام خداحفظش کنه خوشحال میشم به من هم سربزنید
مامان
پاسخ
سلام.ممنون،به روی چشم
ღمــــامــــان یــهــ پســـر✿ــــرک شیــطو نـــღ
13 اردیبهشت 93 7:39
امشب ،شب آرزوهاست و من آرزو دارم دلت مثل بهار، پر شوداز لحظه های ماندگار زندگیت خالی از اندوه و غم، لحظه های شادمانی بی شمار(( التماس دعا ))
مامان
پاسخ
قربوووووووووووووووووونت
ღمــــامــــان یــهــ پســـر✿ــــرک شیــطو نـــღ
13 اردیبهشت 93 7:39
سلام سارا جونم خوبی اهورا چطوره دستش خوبه درد نمیکنه
مامان
پاسخ
سلام عزیز دلم قربونت برم که اینقدر با محبتی،ممنون عزیزم خوبه همینکه از آزمایشگاه اومدیم بیرون دیگه ناراحتی نکرد
مامان یسنا
13 اردیبهشت 93 10:35
وای چقد خندیدم بیچاره خانومه دیگه فک نکنم از این غلطا بکنه خب مامانی میبردین خونه نگاهش میکرد. تو اون وضعیت عکس گرفتنت چی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ الهی سالم باشی همیشه و همیشه گل خاله
مامان
پاسخ
همونجا هم دیگه رو سر اهورا داد کشید از بس اهورا جیغ و گریه راه انداخته بود آی مگه تحفه بود بیاریمش خونه البته با اهورا خونمون فقط اونو کم داشت نمیدونم یهو زد سرم ازش عکس بندازم
عطی
13 اردیبهشت 93 10:54
ای جانم الهی خاله عطی برات بمیره این روزا رو نبینه انشالله هیچوقت مریض نشی وااای سارا جون من دل ندارم بچه هارو اینجوری ببینم انشالله زود زودم سرما خوردگیش خوب میشه
مامان
پاسخ
خدانکنه خاله جونم منم همینطور ولی این تازه یکی از بهترین نمونه های مریضی اهوراس زیاد کارش به دکتر و بیمارستان کشیده مرسی عزیزم
عطی
13 اردیبهشت 93 11:00
عزیزم خصوصی داری
مامان
پاسخ
مامان کارن
13 اردیبهشت 93 11:18
آخی عزیزم منم می ترسم از آزمایش خون چه برسه به اهورا جونم
مامان
پاسخ
آره بیشتریها میترسن چه برسه به بچه ها
کوثر
13 اردیبهشت 93 13:07
حق داره بترسه منم میترسم چه برسه به اهورا که از دست دکترا چه کشیده ایشالله که دیگه هیچ وقت نیاز به دکتر نداشته باشه
مامان
پاسخ
ممنون عزززززززززززززززیزم
خاله شيدا و روشا
13 اردیبهشت 93 13:27
سلام الهي بميرم براش ايشالا هيچ وقت هيچ وقت مريض نشي جيگرم
مامان
پاسخ
سلام.خدا نکنه عزیزم ممنون
مامان دلنیا
13 اردیبهشت 93 14:43
عزیزم ایشالله هیچوقت مریض نشی . خیلی بامزه بود .سارا جونم کلی به دستور اهورا واسه زدن پرستار خندیدم . الهی فدای دستای کوچلوت . بزرگ میشی یادت میره عزیزکم.
مامان
پاسخ
ممنون خاله مجبور بودیم اطاعت کنیم ازش تا کمی آروم بشه
مامان دلنیا
13 اردیبهشت 93 14:48
پشت دریا شهریست که یک دوست در آن جا دارد هر کجا هست ، به هر فکر ، به هر کار ، به هر حال ، عزیز است خدایا تو نگهدارش باش . . .
مامان
پاسخ
قربونت برم خوشحالم دوستای گلی مثل شماها دارم
مامان دلنیا
13 اردیبهشت 93 14:49
معجزه ای وجود دارد که دوستی نامیده می شود و در میان دل اقامت دارد ؛ شما نمی دانید که چگونه بوجود می آید و چگونه آغاز می شود اما شادمانی که برایتان به ارمغان می آورد همیشه موهبتی خاص می بخشد و شما متوجه می شوید که دوستی ارزشمندترین نعمت خداوند است !
مامان
پاسخ
مامان امیرصدرا
13 اردیبهشت 93 15:25
ممنون از حضور گرم شما امید وارم دوستان خوبی برای هم باشیم جواب ازمایش هایش خوب بود؟
مامان
پاسخ
چرا که نه حتما فعلا جوابشو ندادن چند روزی طول میکشه
مامان بردیا شیطون
13 اردیبهشت 93 16:28
قربونت برم...ایشالا موردی نباشه.... عسیسم بمیرم الهی
مامان
پاسخ
خدانکنه عزیزم ممنون
مامان
13 اردیبهشت 93 16:47
فکر کنم منظورم. درست نرسوندم منظورم اونیه که بچه سوارش میشه
مامان
پاسخ
آها ازاونا راستش ما برای اهورا نخریدیم به دو دلیل یکی اینکه همینجوریش خونمون پر اسباب بازی و وسایل اهوراس و دلیل دیگه اینکه دوس ندارم پر توقع بشه
مامان رها
13 اردیبهشت 93 21:20
سلام عزيزم خوبيد دلم ميخواد با شما بيشتر آشنا شم و باهاتون ارتباط بر قرار كنم پيشنهاد دوستى منو قبول ميكنيد ؟ با تبادل لينك موافقى دوستم لطفا پيش ما هم بيا و نظر بده
مامان
پاسخ
سلام عزیزم خوش اومدی،نظر لطفته چرا که نه منم خوشحال میشم باشه اومدم
سمیرا
14 اردیبهشت 93 8:38
الهی من قربونش برممم بچه ...... امیدوارم همه چیز خوب باشه و دیگه هم پسرم پاش به دکتر و بیمارستان باز نشه سارا چند بار این کامنت و زدم نمی دونم چرا نرسیده عزیزم
مامان
پاسخ
خدا نکنه عزیزم ممنون امیدوارم که جواب آزمایششم خوب باشه تا کامل خیالمون راحت بشه نمیدونم،چی بگم والا
مامان یسنا
14 اردیبهشت 93 10:43
مامان
پاسخ
ندا
14 اردیبهشت 93 11:11
ووووووی جیگر خاله.ایشالا همیشه تنت سالم باشه
مامان
پاسخ
]چه عجب ندا جون کجا بودی؟ دلمون تنگید براتون
ندا
14 اردیبهشت 93 13:06
آخه این صحنه عکس انداختن داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مامان
پاسخ
توت فرنگی(مامان علیرضا)
14 اردیبهشت 93 13:29
سلام عزیز دلم خوبی. اهلی بمیرم آزمایش خون خیلی سخته واقعا چی کشیده . انشالله که نتایجش هم خوب باشه . انشالله که همیشه سلامت باشین . این وروجک منو ببوسش . دلم براتون حسابی تنگ شده اون رو دیدم تو گپ اومده بودی پای سیستم نبودم اومدم بهات حرف بزنم دیدم آفی انشالله قسمت بشه با هم حرف بزنیم
مامان
پاسخ
سلام دوست خوبم.خدا نکنه عزیزم ممنون از لطفت آره اومدم دیدم هستی هرچی منتظر شدم خبری ازت نشددیگه رفتم ایشالا علیرضا رو بجام ببوس
مامان بردیا شیطون
14 اردیبهشت 93 17:56
♥▒♥________♥▒♥ _____♥▒▒▒♥_____♥▒▒▒♥°° ____♥▒▒♥▒▒▒♥▒▒▒▒♥▒▒♥ ___♥▒▒▒▒▒♥♥♥♥♥▒▒▒▒▒♥ ____♥▒▒▒♥▓▓▓▓▓♥▒▒▒♥°°° _♥▒▒▒▒♥▓▓▓▓▓▓▓♥▒▒▒▒♥ ♥▒▒♥▒▒♥▓▓▓♥▓▓▓▓♥▒♥▒▒♥ _♥▒▒▒▒♥▓▓▓▓▓▓▓♥▒▒▒▒♥°° ____♥▒▒▒♥▓▓▓▓▓♥▒▒▒♥ ___♥▒▒▒▒▒♥♥♥♥♥▒▒▒▒▒♥°°° ____♥▒▒♥▒▒▒_▓♥▒▒♥▒▒▒♥ _____♥▒▒▒♥_▓____♥▒▒▒♥ ______♥▒♥__▓_____ _____________▓ ______________▓___ _______________▓ ________ஞ۩♣___▓___ஞ۩♣°°° _____ஞ۩♣ஞ۩♣__...
مامان
پاسخ
مامان امیرصدرا
15 اردیبهشت 93 4:45
سلام با اجازه شما را لینگ کردم
مامان
پاسخ
ممنون منم شما رو لینک میکنم
آیسان مامانی ماهان جون
20 اردیبهشت 93 13:22
ای جوووووووونمقربونت برم که اذیت شدی
مامان
پاسخ
خدانکنه خاله جونم
آیسان مامانی ماهان جون
20 اردیبهشت 93 13:22
اح اح اححححححححححححح خانوم پرستار بدددددددددددددددد
مامان
پاسخ
آیسان مامانی ماهان جون
20 اردیبهشت 93 13:23
اهورا جونی منم زدمش پرستاره رو
مامان
پاسخ
وای مرسی خاله